تبليغاتX
شهر عشق
عشق

Love Poem

من تو رو می خوام...

 عطر زرد گل ياس رو نمي خوام              نمره ي بيست كلاسو نمي خوام
 من فقط واسه چش تو جون مي دم
        عاشقاي بي حواسو نمي خوام 

 من تو رو مي خوام اونارو نمي خوام        نفسم تويي هوارو نمي خوام
 عشق رو نقطه ي جوشو نمي خوام        دوره گرد گل فروشو نمي خوام
 اوني كه چشاش به رنگ عسله
              مجنون خونه به دوشو نمي خوام
 من تو رو مي خوام اونارو نمي خوام
         نفسم تويي هوارو نمي خوام
 من كسي با قد رعنا نمي خوام
                 چشاي درشت و گيرا نمي خوام
دوس دارم قايق سواري رو ، ولي
              جز تو از هيچ كسي دريا نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
           نفسم تويي هوارو نمي خوام
 موهاي خيلي پريشون نمي خوام
              آدم زيادي مجنون نمي خوام
 مي دوني چشم منو گرفتي و
                   جز تو هيچي از خدامون نمي خوام
 من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
         نفسم تويي هوا رو نمي خوام
 چشم شرقي سياهو نمي خوام
               صورتاي مثل ماهو نمي خوام
 آخه وقتي تو تو فكر من باشي
                  حق دارم بگم گناهو نمي خوام
 من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
         نفسم تويي هوا رو نمي خوام
 حرفاي نقره اي رنگ رو نمي خوام             اون دو تا چشم قشنگو نمي خوام
 حتي اون كه بلده شكار كنه
                       صاحب تير و تفنگو نمي خوام
 من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
         نفسم تويي هوا رو نمي خوام
 شعراي ساده و تازه نمي خوام
                 اونكه مي گه اهل سازه نمي خوام
 من دلم مي خواد تو رو داشته باشم
         واسه ي اينم اجازه نمي خوام
 من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
          نفسم تويي هوا رو نمي خوام
 سفر دور جهانو نمي خوام
                         رنگاي رنگين كمانو نمي خوام
 لحظه و ساعت عمر من تويي
                   تو كه نيستي من زمانو نمي خوام
 من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
           نفسم تويي هوا رو نمي خوام
فالاي جور واجور رو نمي خوام                      نامه هاي راه دور و نمي خوام
 واسه چي برم ستاره بچينم
                      ماه من تويي كه نور و نمي خوام
 من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
        نفسم تويي هوا رو نمي خوام
 آذر و خرداد و تير نمي خوام                        آدماي سر به زير نمي خوام
 من خودم تو چشم تو زندونيم
                   حق دارم بگم ، اسيرو نمي خوام
 من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
       نفسم تويي هوا رو نمي خوام
 حرف خيلي عاشقونه نمي خوام               دل رسوا و ديوونه نمي خوام
يا تو ، يا هيچكس ديگه به خدا
               خدا هم خودش مي دونه ،‌نمي خوام
 خرداد و اردي بهشت و نمي خوام
         بي تو من اين سرنوشتو نمي خوام
 يكي پرسيد اگه آخرش نشه
                  حتي اين خيال زشتو نمي خوام
 من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
       نفسم تويي هوا رو نمي خوام
 بي تو چيزي از اين عالم نمي خوام
        تو فرشته اي من آدم نمي خوام
 مي دوني خيلي زيادي واسه من
            هميشه عادتمه ،‌كم نمي خوام
 من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
        نفسم تويي هوا رو نمي خوام
 من و باش شعر و نوشتم واسه كي
       تويي كه گفتي شما رو نمي خوام!

******************shahreh eshgh ***********************

Love note

 

اگر می دانی در این جهان کسی هست که با دیدن رنگ رخسارت تغییر می کند

وصدای قلبت آبرویت را به تاراج میبرد   مهم نیست که او مال تو باشد                                                    مهم این است که فقط باشد,زندگی کند ، نفس بکشد و لذّت ببرد

******************shahreh eshgh ***********************

 

كاش دوستي ها مثل رابطه دست و چشم بود.

وقتي دستت زخم مي شه چشمت گريه ميكنه

و وقتي چشمت گريه مي كنه دستت اشكشو پاك مي كنه.

چه رابطه دوست داشتنی که هیچ کدوم حاضر نیست اون یکی رو تحت

هر شرایطی تنها بذاره

 وای بر ما که چه زود و چه راحت همو تنها می زاریم..............

******************shahreh eshgh ***********************

 

صبح كه از خواب پا ميشي دو تا انتخاب داري يا اينكه چشمات رو ببندي و دوباره برگردي به رويات و يا اينكه چشمات رو باز كني و به دنبال رويات بري و تو بيداري پيداش كني. انتخاب با خودته

******************shahreh eshgh ***********************

 

اگر يه روز من مُردم و تو منو دوست داشتي پنج شنبه ها بيا سرِ مزارم و گلِ سرخي رو روي قبرم بذار تا هميشه اون گلي که بهت داده بودم رو به خاطرم بيارم ... ولي... اگه تو مُردي ... من فقط يک بار ميام مزارِت .. ميام و اون دسته گلِ سفيدِ مريم رو که با خون خودم سرخشون کردم ، برات هديه ميکنم وعاشقانه کنارت جون ميدم تا بدوني هيچ وقت تنها نيستی

 

******************shahreh eshgh ***********************

 

وقتي کسي نيست که به اون فکر کني به آسمان بينديش چون در آسمان کسي هست که به تو فکر مي کند

******************shahreh eshgh ***********************

 

دوست داشتن را بايد از دختر بچه ها ياد گرفت. آنها در مقابل محبتي كه به عروسك خود مي كنند از او انتظار محبت متقابلي ندارند آنها بدون هيچ توقعي عروسكشان را دوست دارند و دوست داشتن واقعي يعني همين
******************shahreh eshgh ***********************


بر خاک بخواب نازنین،تختی نیست. آواره شدن ,حکایت سختی نیست. از پاکی اشکهای خود فهمیدم لبخند همیشه راز خوشبختی نیست

******************shahreh eshgh ***********************

زندگی مذل بازیه حکمه مهم نیست دست خوبی داشته باشی مهم اینه که یار خوبی داشته باشی

******************shahreh eshgh ***********************

 

Love story

 

قطره دلش دریا می خواست خیلی وقت بود که به خدا گفته بود هر بار خدا می گفت :از قطره تا دریا راهی است طولانی راهی از رنج و عشق و صبوری .هر قطره را لیاقت دریا نیست. قطره عبور کرد و گذشت قطره ایستاد و منجمد شد قطره روان شد و راه افتاد و به آسمان رفت هر بار چیز تازه از رنج و عشق و صبوری آموخت .تا روزی که خدا گفت :امروز روز توست روز دریا شدن . وخدا قطره را به دریا رساند . قطره طعم دریا را چشیدو طعم دریا شدن را . روز دیگر قطره به خدا گفت :از دریا بزرگتراز دریا بزرگتر هم هست؟ خدا گفت :آری هست. قطره گفت :پس من آن را می خواهم بزرگترین را بی نهایت را.خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و :این بی نهایت است آدم عاشق بود دنبال کلمه ای می گشت که عشقش را توی آن بریزد. اما هیچ کلمه ای توان سنگینی عشق را نداشت . قطره از قلب عاشق عبور کرد. آدم همه عشقش را توی یک قطره ریخت . وقتی قطره از چشم عاشق چکید خدا گفت :حالا تو بی نهایتی چون که عکس من در اشک عاشق است

 

******************shahreh eshgh ***********************

 

سلام خوبین ؟ مطالب خوب بود ؟ مطالب امروزم نصفش از سوگل بود که دیگه سهام دار شده ازش واقعاً ممنونم که به من کمک می کنه شاید اگه مطالبش نبود این هفته آپ نمی کردم  اما بازم به دوستایی که تازه واردن خوش آمد می گم و از قدیمیها هم ممنونم که هنوزم میان.... برد پرسپولیس هم مبارک همه پرسپولیسی ها باشه نظر یادتون نره تا هفته بعد بای                                                                ساکن شهر عشق : میلاد




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 11:18 توسط ..:: میلاد ::..

 

Love note

دیدن هميشه خراشي است روي صورت احساس

هميشه چيزي مثل هوشياري خواب

به نرمي: قدم مرگ ميرسد از پشت

و روي شانه ما دست ميگذارد

وما حرارت انگشتهاي روشن او را بسان سم گوارايي

کنار حادثه سر مي کشيم

******************shahreh eshgh ***********************

افسوس...

 آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم

 آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد...

 براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم.

******************shahreh eshgh ***********************

ميخوام بگم دوستت دارم...

نه به 21 زبان زنده دنيا... 

 بلکه به زبان قلبم....گوش کن:

تالاپ . . تولوپ . . .

 

Love poem

 

اونی که می خواستم

اوني كه مي خواستم عهدشو شكست و     به پاي یک  عشق جديد نشست و
 چش روي آرزوم هميشه بست و
              پشت مه پنجرمون رها شد
 اوني كه مي خواستم مث اشك چكيد و
        تو طول راه يهو يكي رو ديد و
 صداي از ما بهتر و شنيد
                       به خاطر هيچي ازم جدا شد
اوني كه مي خواستم دل ما رو بردو
           تو راه كه مي رفت به يكي سپرد و
 تو خاطرش ، خاطره ي ما مرد و
              يكي ديگه تو روياهاش خدا شد
 اوني كه مي خواستم دل ازم بريد و
            بين گلا يه گل تازه چيد و
 به اوني كه دلش مي خواس رسيد و
           مثل تموم آدما بي وفا شد
 اوني كه مي خواستم زود ازم گذشت و
       يه روزي رفت و ديگه بر نگشت و
منكر مجنون شد و كوه و دشت و
                منكر عشق و بودن با ما شد
 اوني كه مي خواستم زير قولش زد و
          با يكي ديگه پيش من اومد و
 به خاطر اون به ما گفتش بد و
                 عزيز تر از ديروز و از حالا شد
اوني كه مي خواستم شدش از ما سرد و
       پيغام دادش كه ديگه برنگرد و
 بد بودن ما رو بهونه كرد و
                   غيبش زد و يك دفعه كيميا شد
اوني كه مي خواستم ما رو بد شناخت و
      هستي شو پيش يكي ديگه باخت و
 قصر من و با يكي ديگه ساخت و
              شكر خدا باز ولي پادشا شد
اوني كه مي خواستم من و داد به باد و
    رفت پيش اون كس كه دلش مي خواد و
 زد زير عشقش تا يادش نياد و
                اسم منم جزء آدم بدا شد
اوني كه مي خواستم من و زد كنار و
          خزونشو يه جوري كرد بهار و
قايم شدش تو يه عالم غبار و
                    تقدير ما مثل موهاش سيا شد
اوني كه مي خواستم آخرش گم شد و
          بازيچه ي چشماي مردم شد و
 وارد عشق صد و چندم شد و
                     توي خيال كس ديگه جا شد

 ******************shahreh eshgh ***********************

Perspolis

چند خط برای پرسپولیس

می خوام یه خورده برگردم عقب پرسپولیس با داشتن بازیکنهایی مثل علی انصاریان-بهروز رهبری فرد-داود فنایی- حامد کاویانپور-جواد کاظمیان و ..... تیمی بود که وقتی اسمش میومد همه یاد تعصب می افتادند یاد غیرت ..بازیکنایی که جون میدادند تا پرسپولیس تیم برنده باشه وقتی تیم میباخت بهروز و جواد وسط زمین میشستند و گریه اونا کاری میکرد که هوادارا بگن اشکالی نداره باختیم ولی بازیکنایی داریم که با دل بازی میکنند علی تو پرسپولیس با تمام وجود بازی میکرد و زخمی میشد ولی میگفت من عاشق پرسپولیسم حتی حاضرم واسه اون بمیرم ... اما..چه بلایی سر پرسپولیس ما اومد علی انصاریان رو مجبور کردن پا رو قلبش بذاره وبره استقلال ...همه حتی خود استقلالی ها هم قبول دارن که علی همیشه قرمز بوده بهروزو حامد و داود رو به بدترین شکل از تیم اخراج کردن و جواد رو هم محترمانه به امارات تبعید کردند ...اما به پرسپولیس امروز رسیدیم نمی خوام بگم بازیکنا غیرت ندارنا نه ولی وقتی میبینم تیممون عقبه و بازیکن ایکس داره میخنده و راه میره جیگرم آتیش میگیره ما الآن هم نیکبخت وشیث و کریم و پژمان نوری رو داریم اما جای علی انصار و کاپیتان بهروز توی تیممون خیلی خالیه ..به خدا حاضر بودم پرسپولیس الآن جای استقلال بود! ولی اونا تو تیم بودن چون اون موقع خیلی بیشتر از الآن به تیمم افتخار میکردم به هر حال امیدوارم امسال تیممون قهرمان شه و دوباره علی انصار-حامد –جواد و بهروز به تیمشون برگردن...سرخ سرخ بمونید بای        

 

******************shahreh eshgh ***********************

سلام خوبین؟ دلم تنگ شده بود 2هفته بود آپ نکرده بودم ....بازم از دوستایی که میانو نظر میدن ممنونم امیدوارم این هفته هم خوشتون اومده باشه نظر یادتون نره                  بای

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 9:57 توسط ..:: میلاد ::..

 

Love note

 

خیلی دعا می کنم نه واسه این که فقط منو دوست داشته باشی.نه واسه این که عاشقم بمونی نه واسه این که بهم برسیم واسه این که تو خوشبخت باشی                                                                                 

 

******************shahreh eshgh ***********************

دلت رو به کسی بسپار که لیاقت داشته باشه.                                                                    نگاهت رو به کسی بدوز که قلبش برای تو بتپه.

چشمات رو با نگاه کسی آشنا کن که زندگی رو درک کنه.
سرت رو رو شونه های کسی بگذار که از صدای تپشای قلبت تو رو بشناسه.
ارامش نگاهت رو به قلبی پیوند بزن که بی ریاترین باشه.
 لبخندت رو نثار کسی کن که دل به زمین نداده باشه.
 رویاهات رو با چهره کسی تصویر کن که زیبایی رو احساس کنه.
 چشم به راه کسی باش که تو رو انتظار کشیده باشه.
 عاشق باش! اما عاشق کسی که تک تک سلول هاش تقدس عشق رو درک کنند.

******************shahreh eshgh ***********************

Love story

 

مامان بیرون بود و پدر سر کار رفته بود داداش کوچیکه مدادای رنگی رو ورداشته و روی کاغذ دیواریهای نو اتاق خوابو نوشته.بهش گفتم مامان از دیدن اونا خیلی ناراحت خواهد شد.

مادر اهی از ته دل کشید و با پیشانی پر چین گفت:ببینم الان داداشت کجاست؟او سبزی و خوار و بار را زمین گذاشت و با گام های بلند به طرف پستوی که پسرک انجا پنهان شده بود راه افتاد .

از در پستو که وارد میشد با صدای بلند اسم پسرک را صدا کرد. سرتاپای پسرک از ترس میلرزید و میدانست که تنبیه سختی در انتظارش است مادر ۱۰ دقیقه تمام در مورد صرفه جویی کردن و خریدن کاغذ دیواری های گرانقیمت جار و جنجال به راه انداخت و حرص خورد. سپس با زاری و تاسف به کار طولانی تعمیر و بازسازی انها اشاره کرد و از کار زشت پسرک و عدم دقت او شدیدا انتقاد کرد .او هر چه بیشتر جار و جنجال به را می انداخت بیشتر ناراحت میشد . سر انجام مادر عصبی و از کوره در رفته با گام های سنگین از پستو خارج شد تا سری به اتاق خواب بزند

با دیدن نوشته های روی دیوار اشک در چشمان مادر حلقه زد.پیام نوشته شده بر روی دیوار همچون تیری اتشین قلبش را سوراخ کرد. روی دیوار نوشته شده بود((من مامانم را دوست دارم))تصویر قلبی دور تا دور ان را قاب گرفته بود.

این نوشته همان طوری که بود روی دیوار باقی ماند و قابی خالی دور ان نصب شد تا به یاد مادر و در واقع به یاد همه بیاندازد که لحظه ای درنگ نماییم و دست نوشته های روی دیوار را مطالعه کنیم.

******************shahreh eshgh ***********************

باران نم نم می بارید . دخترکوچک سرش را روی شانه دختر بزرگ گذاشت. ناگهان چشمش به قاصدکی افتاد که به طرفشان می آمد .دختر کوچک گفت:مادرم میگه هر وقت تو یه روز بارونی قاصدک روی دستات بشینه همه آرزوهامون برآورده میشه .بیا دستامونو بالا بگیریم و ببینیم قاصدک رو دست کی میشینه. هر دو دستانشان را بالا گرفتند.قاصدک روی دست دختر بزرگ نشست دختر کوچک با بغض گفت: آرزو کردم مادرم خوب بشه حالا آرزوم برآورده نمیشه راستی تو چی آرزو کردی ؟ دختر بزرگ لبخند زیبایی زد وگفت : آرزو کردم آرزوی تو برآورده شه  

 ******************shahreh eshgh ***********************                                                           

Love poem

 

اونی که گفتم نرو گفت نمی شه         دیروز دیگه رفت واسه همیشه

وقتی میخواست بره منو صدا کرد     وایساد و تو چشمای من نگاه کرد

گفت میدونی خودت واسم عزیزی         این اشکارم بهتره که نریزی

باید برم سفر واسم بهتره                 ولی کسی که مونده عاشقتره

تقدیر ما از اولم همین بود               یکی تو آسمون یکی زمین بود

شاید اگر دايم بودی کنارم                یه روز میدیدم که دوست ندارم

میخوام برم که تا ابد بمونم                سخته برای هر دومون میدونم

گریه نکن گریه هاتو نگه دار             لازم میشه گریه برای دیدار  

اون کسی که میخوادبشه ستاره          هیچ چاره ای به جز سفر نداره

بذار برم یه مدتی بمونم                    شاید که قدراین جا رو بدونم

اصلاًشاید اونجادووم نیارم               یا نا تموم بمونه اونجا کارم

دعا نکن اونجا بهم نسازه                آدم که حرفش دو تا شد میبازه

رفتن من شاید یه امتحانه                 واسه شناخت تو تو این زمانه

خودم میرم عکسم ولی تو قابه           میشنوه حرفو ولی بی جوابه

فکر نکنی دوری و اینجا نیستی          قلب من اونجاست تو تنها نیستی

رفتن من بازی سرنوشته                    همونی که رو پیشونیم نوشته

منتظر شعرا و نامه هاتم                  هر جا میری بدون منم باهاتم

غصه نخور زندگی رنگارنگه             یه وقتایی دور شدنم قشنگه

شاید یه روز به هم دیگه رسیدیم         همدیگرو شاید یه جایی دیدیم

شاید یه روز دیدی که توی جاده           یه آشنا منتظرت وایساده

شایدم این دیدار آخرینه                       اگر که باشه زندگی همینه

مراقب گلدون اطلسی باش                    یه وقتایی منتظر کسی باش

کسی که چشماش یه کمی روشنه             شاید یه قدری هم شبیه منه

کسی که چون میخواد بشه ستاره           هیچ چاره ای بجز سفر نداره

دیگه باید برم که خیلی دیره                    فقط نذار خاطرمون بمیره

اون رفت و از دور دستاشو تکون داد      خوبیاشو یه بار دیگه نشون داد

همه میگن فقط چند روزه رفته               انگار ولی گذشته صد تا هفته

ای کاش نمیرفت و سفر نمیکرد               یا لااقل منوخبر نمی کرد

اما نه!خوب شد که منو خبر کرد              اشکامو دیدو بعد از اون سفر کرد

خودش میگفت چون که بشه ستاره             هیچ چاره ای بجز سفر نداره

اینقد میشینم که بشه ستاره                        بیاد به کشور خودش دوباره

الهی که بدون هیچ فرودی                        بشه ستاره و بیاد به زودی 

الهی که هیچ جا سفر نباشه                         هیچ چشمی منتظر به در نباشه

.......مریم حیدرزاده

خواننده: زنده یاد مهستی

******************shahreh eshgh ***********************

سلام خوبین؟ اینم مطلب های جدید امیدوارم که خوشتون اومده باشه بازم از دوستانی که با نظرهای قشنگشون به من لطف میکنند کمال تشکر رو دارم منتظر نظراتتون هستم فعلاً بای

 

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 9:42 توسط ..:: میلاد ::..

 

Love sms 10

 

     اس ام اس عشقولانه {قسمت آخر}

 

هميشه واسه گلي خاک گلدون باش که اگه به آسمونهم رسيد يادش باشه ريشش کجاست

******************shahreh eshgh ***********************

زندگي جدولي است كه هر كس به حل آن پي ببرد ، جايزه اش مرگ است

******************shahreh eshgh ***********************

سعي كن تنها باشي: زيرا تنها بدنيا آمده اي و تنها از دنيا خواهي رفت. بگذار عظمت عشق را درك نكني: زيرا آنقدر عظيم است كه تو را نابود خواهد كرد. بگذار خانه ي عشقت خالي از وجود باشد: زيرا اگر عشقي در آن منزل كند به ويرانه هاي آن هم رحم نخواهد كرد. اما اگر عاشق شدي: سعي كن تنها يك نفر را دوست داشته باشي

******************shahreh eshgh **********************

اگه تو دنيا هيچي هيچي نداشته باشي مطمئن باش سه چيز هميشه مال تو هست:خداي مهربون، فکراي قشنگ،قلب کوچيک من

******************shahreh eshgh ***********************

اگه يه شب به آسمون نگاه کردي ستاره نبود، من حاضرم تا صبح برات چشمک بزنم

******************shahreh eshgh ***********************
اگه عشقم حقيره ! اگه جسمم کويره ! اگه هميشه تنهام ! اگه خاليه دستام ! براي تو عاشق ترين عاشق دنيام

******************shahreh eshgh ***********************

نفرين به اون کسايي که روي دلا پا مي ذارن تا که مي بينن عاشقي ميرن و تنهات مي ذارن نفرين به آدمايي که تو سينه ها دل ندارن عاشق عاشق کشين ، رحم و مروت ندارن

******************shahreh eshgh ***********************

اگر کسي را دوست داشته باشي ،نمي توني توي چشم هاي اون زل بزني... نمي توني دوريش را تحمل کني... نمي توني بهش بگي که چقدر دوستش داري... نمي توني بهش بگي چقدر بهش نياز داري ... واسه همينه که عاشق ها ديوونه ميشن

******************shahreh eshgh ***********************

وقتي سرت رو رو شونه هاي کسي ميگذاري که دوستش داري بزرگترين آرامش دنيا رو تو خودت احساس ميکني و وقتي کسي که دوستش داري سرش رو رو شانه هات ميذاره احساس مي کني قوي ترين موجود جهاني

******************shahreh eshgh ***********************

 کاش می شد سرزمین عشق را در میان گام ها تقسیم کرد ، کاش می شد با نگاه شاپرک عشق را بر آسمان تفهیم کرد ، کاش می شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز کرد ، کاش می شد با پری از برگ یاس تا طلوع سرخ گل پرواز کرد

******************shahreh eshgh ***********************

تمام لحظه هاي دنيا واسه زمانيه که اصلا انتظارشو نداري و هيچ لذتي بالا تر از دوست داشتن نيست پس حالا که انتظارشو نداري: دوستت دارم

******************shahreh eshgh ***********************

وقتی نگاهت می کنم اشک تو چشمام جاری میشه پر می کشم به آسمون دنیا برام قشنگ میشه وقتی صداتو میشنوم غم تو دلم شادی میشه هر چی به روزم که بیاد بازم دلم راضی میشه بمون بمون کنار من تو ای دلیل بودنم بمون کنارم تا بگم دوست دارم ای یار من

******************shahreh eshgh **********************

بیرنگ تر از آنم که بی رنگ بمیرم،از شیشه نبودم که با سنگ بمیرم،من آمده بودم که تا مرز رسیدن همراه تو فرسنگ به فرسنگ بمیرم،تقصیر کسی نیست که این گونه غریبم،شاید که خدا خواست که تنها بمیرم

******************shahreh eshgh ***********************

مي دوني چرا وقتي ميخواي بري تو رويا چشمهات رو ميبندي؟؟؟؟ وقتي ميخواي گريه کني چشمهات رو ميبندي؟؟؟ وقتي ميخواي کسي رو ببوسي چشمهات رو ميبندي؟؟؟؟.... چون قشنگ ترين چيز هاي اين دنيا قابل ديدن نيست

******************shahreh eshgh ***********************

باید ببینمت چون نوار قلبم پیوسته نام تو بود ، پزشک نیز برای اخرین نسخه ام تو رو تجویز کرده، بیا تا دیر نشده

******************shahreh eshgh ***********************

اينو ميفرستم به سلامتي هر چي گلدونه  به شرطي که گلش شما باشي و خاکش ما....

******************shahreh eshgh ***********************

شنبه: با نگاهی عاشقانه مست شدم! یكشنبه: به او گفتم گرفتارت شدم. دوشنبه: همچو لیلی عاشق صحرا شدم! سه شنبه: بی وفایی كرد و من گریان شدم. چهارشنبه: اسیر هجرانش شدم. پنج شنبه: او رفت و من درعاشقی فانی شدم! جمعه: بی او تنها شدم و از تنهایی مردم

******************shahreh eshgh ***********************

 

Love note

اگر می دانی در این جهان
کسی هست که
با دیدنش رنگ رخسارت تغییر می کند
وصدای قلبت
ابرویت را به تاراج مي برد
مهم نیست که او مال تو باشد...
مهم این است که :
فقط باشد...
زندگی کند...
لذت ببرد...
ونفس بکشد...

به اين مي گن :
عشق

******************shahreh eshgh ***********************

يادته يه روز بهم گفتي : هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو

 

ببينه و بهت بخنده ... گفتم : اگه بارون نبود چي ؟ گفتي : اگه چشماي قشنگ تو بباره آسمونم

 

گريش مي گيره ... گفتم : يه خواهش دارم . وقتي آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار .

 

گفتي : به چشم ... حالا امروز من دارم گريه مي کنم اما آسمون نمي باره ... تو هم اون دور

 

دورا ايستادي

******************shahreh eshgh ***********************

كلاس ادبيات . معلم گفت: فعل رفت را صرف كن رفتم ..رفتي.. رفت ساكت ميشوم ميخندم ولي خنده ام تلخ ‏ميشود استاد داد ميزند خوب بعد ادامه بده و من ميگويم: رفت... رفت... رفت رفت و دلم شكست غم رو دلم ‏نشست رفت شاديم بمرد شور از دلم ببرد رفت ..رفت ..رفت و من ميخندم و ميگويم.. خنده تلخ من از گريه ‏غم انگيز تر است كارم از گريه گذشته است به آن ميخندم

 

******************shahreh eshgh ***********************

Love poem

مث اون موج صبوري كه وفاداره به دريا        تو مهي مثل حقيقت مهربوني مث رويا
چه قدر تازه و پاكي مث ياساي تو باغچه
       
 مث اون ديوان حافظ كه نشسته لب طاقچه
تو مث اون گل سرخي كه گذاشتم لاي دفتر
      مث اون حرفي كه ناگفته مي مونه دم آخر
تو مث بارون عشقي روي تنهايي شاعر
         تو همون آبي كه رسمه بريزن پشت مسافر
مث برق دو تا چشمي توي يك قاب شكسته
     مث پرواز واسه قلبي كه يكي بالاشو بسته
مث اون مهمون خوبي كه ميآد آخر هفته
        
مث اون حرفي كه از ياد دل و پنجره رفته
 مث پاييزي وليكن پري از گل هاي پونه
        
مث اون قولي كه دادي گفتي يادش نمي مونه
تو مث چشمه آبي واسه تشنه تو بيابون تو
       
 مث يه آشنا تو غربت واسه يه عاشق مجنون
تو مث يه سرپناهي واسه عابر غريبه
             مث چشماي قشنگي كه تو حسرت يه سيبه
چشمه ي چشماي نازت مث اشك من زلاله
     
 مث زندگي رو ابرا بودنت با من محاله
تو يه عمر مي درخشي تو يه قاب عكس خالي
    اما من چشمام رو دوختم به گلاي سرخ قالي
تو مث بادبادك من كه يه روز رفت پيش ابرا
    
 بي خبر رفتي و خواستي بمونم تنهاي تنها
تو مث دفتر مشقم پر خطاي عجيبي
             مث شاگرداي اول كمي مغرور و نجيبي
دل تو يه آسمونه دل تنگ من زميني
          
مي دونم عوض نمي شي تو خودت گفتي هميني
تو مث اون كسي هستي كه ميره واسه هميشه
    
التماسش مي كني كه بمون اون ميگه نميشه
مث يه تولدي تو مث تقدير مث قسمت
        
مث الماسي كه هيچ كس واسه اون نذاشته قيمت
مث نذر بچه هايي مث التماس گلدون
             
مث ابتداي راهي مث آينه مث شمعدون
مث قصه هاي زيبا پري از خواباي رنگی
       
حيفه كه پيشم نمونن چشاي به اين قشنگي
پر نازي مث ليلي پر شعري مث نيما
                
ديدن تو رنگ مهره رفتن تو رنگ يلدا
بيا مثل اون كسي شو كه يه شب قصد سفر كرد

                                               ديد يارش داره ميميره موند ش و صرف نظر كرد

………مریم حیدرزاده

******************shahreh eshgh ***********************

سلام این هم آخرین قسمت اس ام اس ها ....مطلب خوبی بود اما برای تنوع باید یه مدتی عوض بشه ....امیدوارم که از این آخریش هم خوشتون اومده باشه از مطالب این دفعه خیلی هاش از سوگل عزیز بود که ازش خیلی  ممنونم تو این مدت خیلی نسبت به من لطف داشت ...منتظر مطالب جدید تر باشید ...من هم منتظر نظرات قشنگتون هستم

ساکن شهر عشق: میلاد

 

 

 

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 10:27 توسط ..:: میلاد ::..

.................................

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست