لبخند تو خلاصه خوبی هاست
با دیدنش رو چهره ی هر کسی چقدر جون می گیری ؟ وقتی برای اولین بار با کسی آشنا میشی یا نه وقتی کسی رو که دوسش داری میبینی اولین کاری که می کنی چیه ؟ فکر می کنی قشنگترین چیزی که توی هر برخورد میتونی به دیگری هدیه بدی چیه ؟ اونی که با گرماش میتونی قلبای یخی رو آب کنی و با اون می تونی خیلی ها رو به زندگی امیدوار کنی چیه ؟آره همونی که الآن زدی.. لبخند رو می گم قشنگه مگه نه؟ پس چرا خیلی وقتها از دیگران دریغش میکنی ؟ حیف اون صورت قشنگ تو نیست که با اخم چین بخوره؟ مگه لبخند چقدر خرج داره؟ به خدا هیچی فقط یه دل صاف و ساده می خواد ....ببین چقدر زیبا میشی.. شنیدی بعضی ها میگن وقتی می خندی انگار دنیا رو بهم میدن ؟ حتماً تو هم یکی رو داری که وقتی میخنده انگار دنیا رو بهت می دن نه؟ میدونم بد
زمونه ایه میدونم خسته ای اما نازنینم اگه همین یه لبخند روهم از خودت و دیگران بگیری که دیگه نمیشه زندگی کرد....لبخند. لبخند. لبخند ببین این کلمه 5 حرفی چقدر قشنگه ... خوشا به حال اونایی که لبخندشون رو بی منت به کسی که دوسش دارن هدیه می دن... لبخند بزن رفیق .. بذار فکر کنم اون لحظه دنیا مال منه بذار لبخندت روی غصه هامو کم کنه خورشید رو می بینی ؟ میبینی چه دل بزرگی داره حتی توی ابری ترین هوا سرش رو از لابلای ابرا بیرون میاره و لبخند میزنه... می بینی چقدر بی منت به همه محبت می کنه ؟ اما تو همیشه دنبال سایه میگردی ! بیا یه قول به هم بدیم ... فردا که از خواب بیدار میشیم اول لبخند بزنیم به خدا تا آخر روز بهمون خوش میگذره
امیدوارم همواره لبخند بزنین
ساکن شهر عشق
تا حالا شده کسی با تمام وجودش بهت بگه دوست داره؟
تا حالا کسی بهت گفته عاشقته ؟
تا حالا کسی بهت گفته واقعاً بهت نیاز داره ؟
تو چی تا حالا به کسی گفتی دوسش داری ؟ عاشقشی ؟ واقعی بوده؟
............................................................................ تو اون لحظه چه حالی داشتی؟ تو اوج آسمون بودی؟ نه؟
دوست داشتی با تموم وجودت گریه کنی ؟ نه به خاطر این که خوشحالی یا ناراحت
به خاطر این که عاشق شدی و این بزرگترین چیزیه که تو دنیا میتونی به دست بیاری از بزرگترین ثروت های دنیا هم با ارزش تره
حاضر نیستی با هیچ چیزی تو دنیا اونو عوض کنی اون لحظه برات قشنگ ترین لحظه عمرته .مگه نه؟ اگه اینطور نیست بدون عاشق نشدی بدون وقتی به کسی میگی دوست دارم یعنی من فریب جسم تو
رو نمی خورم یعنی تو همه وجود من هستی یعنی یعنی یعنی یعنی و هزار یعنی دیگه
این چند خطو نوشتم که ثابت کنم عشق زیبا ترین چیز توی کل عالمه
زیباترین قلب
یه روز یه جوونی ادعا میکرد که زیباترین قلب را دارد همه مردم برای دیدن قلب جوون وصط میدون شهرجمع شده بودند قلب او واقعا زببا بود ناگهان پیرمردی اومد وادعا کرد که قلب زیباتری دارد قلب او چاک چاک و پر از پستی وبلندی بود ودربعضی گوشه ها شیارهای عمیقی وجود داشت مرد جوان به پیرمرد خیره شد واز خود پرسید این مرد چطور ادعا میکند زیباترین قلب را دارد؟ واز پیر مردعلت را پرسید پیر مرد گفت:درست است قلب تو زیباتر از من به نظر میرسد ولی من قلبم را با تو عوض نمی کنم هر زخمی درقلب من نشانگر انسانی است که من عشقم را به او بخشیدم من بخشی از قلبم را به او دادم واوهم بخشی از قلبش را به من داداما چون این دو عین هم نبودندگوشه هایی دندانه دندانه وجود دارد گاهی اوقات هم بخشی ازقلبم را به کسی دادم ولی او چیزی به من نداد این شیارهای عمیق برای آن است امیدوارم آنها نیز گاهی برگردند واین شیارها را با قطعه ای پرکنند پس حالا
می بینی زیبای واقعی چیست؟مرد جوان به سمت پیرمرد رفت قطعه ای از قلب خود را به او دادپیرمردآن تکه را ازجوان گرفت ودرشیاری ازقلبش جا دادپیرمردهم تکه ای از قلب پیروزخمی خودرابه جوان دادمردجوان به قلبش نگاه کرددیگر سالم نبود اما ازهمیشه زیباتر بود چون عشق به داخل آن نفوذ کرده بود...............................
داستان
مامان بیرون که مشغول بازی بودم و پدر سر کار رفته بود داداش کوچیکه مدادای رنگی رو ورداشته و روی کاغذ دیواریهای نو اتاق خوابو نوشته.بهش گفتم مامان از دیدن اونا خیلی ناراحت خواهد شد.))
مادر اهی از ته دل کشید و با پیشانی پر چین گفت:ببینم الانه داداشت کجاست؟او سبزی و خوار و بار را زمین گذاشت و با گام های بلند به طرف پستوی که پسرک اجا پنهان شده بود راه افتاد .
از در پستو که وارد میشد با صدای بلند اسم پسرک را صدا کرد. سرتاپای پسرک از ترس میلرزید و میدانست که تنبیه سختی در انتظارش است مادر ۱۰ دقیقه تمام در مورد صرفه جوی کردن و خریدن کاغذ دیواری های گرانقیمت جار و جنجال به راه انداخت و حرص خورد. سپس با زاری و تاسف به کار طولانی تعمیر و بازسازی انها اشاره کرد و از کار زشت پسرک و عدم دقت او شدیدا انتقاد کرد .او هر چه بیشتر جار و جنجال به را می انداخت بیشتر ناراحت میشد . سر انجام مادر عصبی و از کوره در رفته با گام های سنگین از پستو خارج شد تا سری به اتاق خواب بزند
با دیدن نوشته های روی دیوار اشک در چشمان مادر حلقه زد.پیام نوشته شده بر روی دیوار همچون تیری اتشین قلبش را سوراخ کرد. روی دیوار نوشته شده بود((من مامانم را دوست دارم))تصویر قلبی دور تا دور ان را قاب گرفته بود.
این نوشته همان طوری که بود روی دیوار باقی ماند و قابی خالی دور ان نصب شد تا به یاد مادر و در واقع به یاد همه بیاندازد که لحظه ای درنگ نماییم و دست نوشته های روی دیوار را مطالعه کنیم.



خدا هم عاشق است
شبی از شبها مردی هواب عجیبی دید او دید که در عالم رویا روی شنهای ساحل قدم میزند درهمان حال در بالای
سر اودرآسمان فیلم زندگی خود را میدید او که محو تماشای زندگیش بود دید گاهی وقتا فقط جای پای یه نفرروی شنها دیده می شود آن هم وقتی است که وی دوران پر غم و رنج زندگیش را طی می کرده بنابراین به خدا با ناراحتی گفت:خدایا تو گفته بودی اگر کسی به تو رو آورد و تو را دوست بدارد در تمام زندگیش کنارشی و او را محافظت میکنی پس چرا در مشکل ترین لحظات زندگیم فقط جای پای یک نفر وجود دارد؟چرا مرا در لحظاتی که سخت به تو نیاز داشتم تنها گذاشتی؟
خدا فرمود:بنده خوبم من دوست دارم و هرگز تو را تنها نگذاشتم زمان هایی که در سختی بودی تو را روی دستانم بلند کردم تا به سلامت ازموانع عبور کنی واین جای پا جای پای من است...............................................
بیشتر از تو
نمی گم عوض شدی نه توهنوزم مهربونی
حدسشو من زده بودم نمیخوای پیشم بمونی
روزای اول این عشق اشتیاقت تازه تربود
حالا با صد التماسم واسه من شعر نمی خونی
بعضی وقتا اگه حرفو خبری جایی نباشه
نمیری دیگه سراغ غصه های خودمونی
گفتی تنها نامه ی من تو دس همست عزیزم
نامتو من بفرستم حالا به کدوم نشونی
بنویسم روی پاکت با یه تیکه یاد غربت
برسه به یه ستاره به یه عشق آسمونی
پشت پنجره نشستم واسه تو من مینویسم
که شاید رد شه از اینجا سایه ی محو جنونی
یه روزی خوندم یه جایی ازعزیزبی وفایی
واسه ی دوام یک عشق عاشقو باید برونی
بهترین جمله ی دنیا فکرکنم همینه زیبا
عمری دنبال تو بودم اونی که میخوام همونی
صبروحوصله نداشتن عادت همست عزیزم
توکه نیستی مثل اونا تو خود رنگین کمونی
نه جواب نامت این نیس اونو بعداًمینویسم
که سلام گلدونا رو به گلاشون برسونی
گفتم اینوبنویسم که دوست دارم عزیزم
بیشتر از تو میدونم من که تو اینو نمیدونی